سلام
حال شما؟
ما خوبیم. خدا رو شکر.
1- روز زن و مادر که هفته قبل بود رو به همه دوستای عزیزم تبریک می گم!!!! دیر کردم ولی تبریکه رو گفتم.
2- نمیدونم از شانس منه یا از بد شانسیم که دقیقا روز تولدم روز بیمه ماشینمه!!! به این ترتیب روز زن ما رفتیم ماشینمونو بیمه کردیم!!! این شد هم هدیه روز زنمون و هم کادوی تولدمون!!! همین بعدش رفتیم هانی تا نهار رو با هم باشیم تا رسیدیم شد 3:45 که دیگه غذا تموم شده بود!!!! امیر نیشش تا بنا گوش باز اومدیم بیرون. من رو هم کارد می زدی خونم در نمیومد. بعد رفتیم بی بی و یه کیک شکلاتی خوشمزه خریدیم با دو تا پلمبر. سپس عازم خونه مامان جونم شدیم. تا کادو ها رو بدیم بهشون.
3- روز تولدم هم همش خوابیدم و یه کمم کار و درس. عصر امیر اومد که بریم شهروند هرچی خواستی بخر. منم دو تا تی شرت و یه کیف سی دی و یه ماگ خریدم!!! همین.
4- راستی بالاخره من ته چین مرغ پختم و امیر رو به آرزوش رسوندم. بنده خدا تو این چند ساله هی می گه ته چین میخوام من هم حوصله نمی کنم راستش فکر می کردم باید سخت باشه. ولی خیلی آسون بود که.
قیمه بادمجان هم برای امیر پختم!! خلاصه شدم کد بانو.
5- مامانم پاشون خیلی درد می کنه و نمی تونن دیگه پیاده روی کنن. در نتیجه من هدیه تولدم ازشون تردمیلشون رو کش رفتم، کمی با زور البته!!!!! حالا چند روزه روزی 20 دقیقه پیاده روی دارم!!! چون این تردمیل قدیمیه و نمی شه بیشتر از 25 دقیقه دنبال هم ازش استفاده کرد. وگرنه من رو که می شناسید برام این چیزا کاری نداره!!! فقط مشکلم اینه که بعد از این پیاده روی خیلی گشنم می شه!
6- چند بار رفتیم دربند با این دوستامون که قبلا گفتم. این دفعه از اون دفعه بیشتر رفتم بالا. دیگه دارم راه میوفتم فکر کنم. خنده دارش اینه که هر جا می رسیم همه می ایستند و به من نگاه می کنن که می شه بالاتر بریم آیا؟!!!! یعنی این وسط اول از همه من کم میارم. همش هم من پشت گروه می رم برا اینکه کسی گم نشه!! فقط هی هن و هن می کنم!!!
7- رفتم یه آزمایش خون کامل دادم. اوره و creatinine خونم پایینه و بقیه اش نرماله. کسی می دونه یعنی چی؟!!!
8- خیلی جالبه که چند تا از بچه ها هم تو تیر بدنیا اومدن. از این به بعد تو خصوصیات تیریها باید بنویسن که اهل وبلاگ نویسی هستن و ... !!!
9- یه سوال هم دارم آیا اطلاعی از قرص chlordiazepoxide دارید؟ چه قرصیه؟ برای چی مصرف می شه؟ ایا عوارضی هم داره؟
حال شما؟
ما خوبیم. خدا رو شکر.
1- روز زن و مادر که هفته قبل بود رو به همه دوستای عزیزم تبریک می گم!!!! دیر کردم ولی تبریکه رو گفتم.
2- نمیدونم از شانس منه یا از بد شانسیم که دقیقا روز تولدم روز بیمه ماشینمه!!! به این ترتیب روز زن ما رفتیم ماشینمونو بیمه کردیم!!! این شد هم هدیه روز زنمون و هم کادوی تولدمون!!! همین بعدش رفتیم هانی تا نهار رو با هم باشیم تا رسیدیم شد 3:45 که دیگه غذا تموم شده بود!!!! امیر نیشش تا بنا گوش باز اومدیم بیرون. من رو هم کارد می زدی خونم در نمیومد. بعد رفتیم بی بی و یه کیک شکلاتی خوشمزه خریدیم با دو تا پلمبر. سپس عازم خونه مامان جونم شدیم. تا کادو ها رو بدیم بهشون.
3- روز تولدم هم همش خوابیدم و یه کمم کار و درس. عصر امیر اومد که بریم شهروند هرچی خواستی بخر. منم دو تا تی شرت و یه کیف سی دی و یه ماگ خریدم!!! همین.
4- راستی بالاخره من ته چین مرغ پختم و امیر رو به آرزوش رسوندم. بنده خدا تو این چند ساله هی می گه ته چین میخوام من هم حوصله نمی کنم راستش فکر می کردم باید سخت باشه. ولی خیلی آسون بود که.
قیمه بادمجان هم برای امیر پختم!! خلاصه شدم کد بانو.
5- مامانم پاشون خیلی درد می کنه و نمی تونن دیگه پیاده روی کنن. در نتیجه من هدیه تولدم ازشون تردمیلشون رو کش رفتم، کمی با زور البته!!!!! حالا چند روزه روزی 20 دقیقه پیاده روی دارم!!! چون این تردمیل قدیمیه و نمی شه بیشتر از 25 دقیقه دنبال هم ازش استفاده کرد. وگرنه من رو که می شناسید برام این چیزا کاری نداره!!! فقط مشکلم اینه که بعد از این پیاده روی خیلی گشنم می شه!
6- چند بار رفتیم دربند با این دوستامون که قبلا گفتم. این دفعه از اون دفعه بیشتر رفتم بالا. دیگه دارم راه میوفتم فکر کنم. خنده دارش اینه که هر جا می رسیم همه می ایستند و به من نگاه می کنن که می شه بالاتر بریم آیا؟!!!! یعنی این وسط اول از همه من کم میارم. همش هم من پشت گروه می رم برا اینکه کسی گم نشه!! فقط هی هن و هن می کنم!!!
7- رفتم یه آزمایش خون کامل دادم. اوره و creatinine خونم پایینه و بقیه اش نرماله. کسی می دونه یعنی چی؟!!!
8- خیلی جالبه که چند تا از بچه ها هم تو تیر بدنیا اومدن. از این به بعد تو خصوصیات تیریها باید بنویسن که اهل وبلاگ نویسی هستن و ... !!!
9- یه سوال هم دارم آیا اطلاعی از قرص chlordiazepoxide دارید؟ چه قرصیه؟ برای چی مصرف می شه؟ ایا عوارضی هم داره؟
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:34  توسط نازنین
|