تبليغاتX
من و خودم

من و خودم

روزنویس

"ترجمه ي دعاي عرفه توسط دكتر علي شريعتي"


اگر به فرض كه هيچ دليلي بر حقانيت و صلاحيت امام حسين (ع) نباشد ,بعد آدم يك بار دعاي عرفه بخواند, مي شود به "حسين" ايمان نياورد؟نشناسدش؟عاشقش نشود؟ديوانه اش نشود؟آيا چنين چيزي امكان دارد؟



حمد و سپاس خدايي را سزاست كه تير حتمي قضايش را هيچ سپري نمي شكند و لطف و محبت و هدايتش را هيچ مانعي باز نمي دارد و هيچ آفريده اي به پاي شباهت مخلوقات او نمي رسد.
............ . حهل و ناداني من و عصيان و گستاخي من تو را باز نداشت از اينكه راهنمايي ام كني به سوي صراط قربتت و موفقم گرداني به آنچه رضا و خوشنودي توست.

پس
هر گاه كه تو را خواندم پاسخم گفتي .
هر چه از تو خواستم عنايتم فرمودي.
هرگاه اطاعتت كردم قدرداني و تشكر كردي.
و هر زمان كه شكرت را بر جا آوردم بر نعمت هايم افزودي.
و اينها همه چيست؟
جز نعمت تمام و كمال و احسان بي پايان تو؟!

............ . من كدام يك از نعمت هاي تو را مي توانم بشمارم يا حتي به ياد آورم و به خاطر سپارم؟
............ . خدايا!الطاف خفيه ات و مهرباني هاي پنهاني ات بيشتر و پيشتر از نعمتها ي آشكار توست.
............ . خدايا!من را آزرمناك خويش قرار ده آن سان كه انگار ميبينمت.
من را آنگونه حيامند كن كه گويي حضور عزيزت را احساس مي كنم.

خدايا!
من را با تقواي خودت سعادتمند گردان.
و با مركب نافرماني ات به وادي شقاوت و بد بختي ام مكشان.
در قضايت خيرم را بخواه.
و قدرت بركاتت را بر من فرو ريز تا آنجا كه تاخير را در تعجيل هاي تو و تعجيل را در تاخير هاي تو نپسندم.
آنچه را كه پيش مي اندازي دلم هواي تاخيرش را نكند.
و آنچه را كه بازپس مي نهي من را به شكوه و گلايه نكشاند.

............ .. پروردگار من!
............ .. من را از هول و هراس هاي دنيا و غم واندوه هاي آخرت رهايي ببخش.
و من را از شر آنان كه در زمين ستم مي كنند در امان بدار.

............ .. خدايا!
به كه واگذارم مي كني؟
به سوي كه مي فرستي ام؟
به سوي آشنايان و نزديكان؟تا از من ببرند و روي برگردانند.
يا به سوي غريبان و غريبه گان تا گره در ابرو بيافكنند و مرا از خويش برانند؟
يا به سوي آنان كه ضعف مرا مي خواهند و خواري ام را طلب مي كنند؟
............ .. من به سوي ديگران دست دراز كنم؟در حالي كه خداي من تويي و تويي كارساز و زمامدار من.
............ .. اي توشه و توان سختي هايم!

اي همدم تنهايي هايم!
اي فرياد رس غم وغصه هايم!
اي ولي نعمت هايم!

............ .. اي پشت و پناهم در هجوم بي رحم مشكلات!
اي مونس و مامن و ياورم در كنج عزلت و تنهايي و بي كسي!
اي تنها اميد و پناهگاهم در محاصره ي اندوه و غربت و خستگي!
اي كسي كه هر چه دارم از توست و از كرامت بي انتهاي تو!
............ .. تو پناهگاه مني!

تو كهف مني!
تو مامن مني!
وقتي كه راه ها و مذهب ها با همه ي فراخي شان مرا به عجز مي كشانند و زمين با همه ي وسعتش بر من تنگي مي كند و ...........
............ ... اگرنبود رحمت تو بي ترديد من از هلاك شدگان بودم.
و اگر نبود محبت تو بي شك سقوط و نا بودي تنها پيشروي من ميشد.
............ ... اي زنده!
اي معناي حيات! زماني كه هيچ زنده اي در وجود نبوده است.
............ ... اي آنكه :
با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد.
و من با بدي ها و عصيانم در مقابلش ظاهر شدم.
............ .. . اي آنكه:
در بيماري خواندمش و شفايم داد.
در جهل خواندمش و شناختم عنايت كرد.
در تنهايي صدايش كردم و جمعيتم بخشيد.
در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند.
در فقر خواستمش و غنايم بخشيد.
.......... من آنم كه بدي كردم ... من آنم كه گناه كردم.
من آنم كه به بدي همت گماشتم.
من آنم كه در جهالت غوطه ور شدم.
من آنم كه غفلت كردم.
من آنم كه پيمان بستم و شكستم.
من آنم كه بد عهدي كردم .....
و ....... اكنون باز گشته ام.
باز آمده ام با كوله باري از گناه و اقرار به گناه.
پس تو در گذر اي خداي من!
ببخش اي آنكه گناه بندگان به او زيان نمي رساند.
اي آنكه از طاعت خلايق بي نياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام كارها ي خوب توفيق مي دهد.
............ ... معبود من!

اينك من پيش روي توام و در ميان دست هاي تو.
آقاي من!
بال گسترده و پر شكسته و خوار و دلتنگ و حقير.
نه عذري دارم كه بياورم نه تواني كه ياري بطلبم.
نه ريسماني كه بدان بياويزم.
و نه دليل و برهاني كه بدان متوسل شوم.
چه مي توانم بكنم؟ وقتي كه اين كوله بار زشتي و گناه با من است ؟!

انكار؟!
چگونه و از كجا ممكن است و چه نفعي دارد وقتي كه همه ي اعضا و جوارحم به آنچه كرده ام گواهي مي دهند؟
............ .. خداي من!
خواندمت پاسخم گفتي.
از تو خواستم عطايم كردي.
به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي.
به تو تكيه كردم نجاتم دادي.
به تو پناه آوردم كفايتم كردي.
خدايا!
از خيمه گاه رحمتت بيرونمان مكن.

از آستان مهرت نوميدمان مساز.
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مكشان.
از درگاه خويشت ما را مران.
............ .... اي خداي مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت ببخش.
و جسم و دينم را سلامت بدار.
و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل كن.
و از آتش جهنم رهايم ساز.
............ .... خداي من!
اگر آنچه از تو خواسته ام عنايتم فرمايي , محروميت از غير از آن زيان ندارد.
و اگر عطا نكني هر چه عطا جز آن منفعت ندارد.


يا رب! يا رب! يا رب!
............ .... خداي من!
اين منم و پستي و فرو مايگي ام.
و اين تويي با بزرگي و كرامتت.
از من اين مي سزد و از تو آن ............ ...
........." چگونه ممكن است به ورطه ي نوميدي بيافتم در حالي كه تو مهربان و صميمي جوياي حال مني."

......... خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي كه من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده اي با اين همه كار بد كه من مي كنم و اين همه زشتي كردار كه من دارم.

.......... خداي من!
تو چقدر به من نزديكي با اين همه فاصله اي كه من از تو گرفته ام.
...... تو كه اينقدر دلسوز مني! .....

...... خدايا تو كي نبودي كه بودنت دليل بخواهد؟
تو كي غايب بوده اي كه حضورت نشانه بخواهد؟
تو كي پنهان بوده اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟

...... كور باد چشمي كه تو را ناظر خويش نبيند.
كور باد نگاهي كه ديده باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره اي كه رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانكار باد سوداي بنده اي كه از عشق تو نصيب ندارد.

...... خداي من!
مرا از سيطره ي ذلت بار نفس نجات ده و پيش ازآنكه خاك گور بر اندامم بنشيند از شك وشرك رهايي ام بخش.

...... خداي من!
چگونه نا اميد باشم در حالي كه تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم ,چگونه خواري پذيرم كه تو تكيه گاه مني!
اي آنكه با كمال زيبايي و نورانيت خويش چنان تجلي كرده اي كه عظمتت بر تمامي ما سايه افكنده.

يا رب! يا رب! يا رب!

http://iran-eng.com/showthread.php?t=26296

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 10:12  توسط نازنین  | 

سلام

نمي دونم هنوز كسي هست كه اينجا رو بخونه يا نه. ولي گفتم بعد از يه مدت بيام و يه كم بنويسم. شايد دوباره شروع به نوشتن كنم.

به خاطر شرايطي كه برامون پيش اومد مجبور شديم بيايم بيرون از ايران. با سرعت برق شايد هم بيشتر :) همه وسايلمون و جمع كرديم، بعضي رو فروختيم ، بعضي رو هم گذاشتيم بيرون و در عرض 10 روز خاك وطنمون و ترك كرديم.

برام خيلي سخت بود كه به حيط تازه عادت كنم. دوري از خانواده كه هيچ...

حالا خيلي بهترم.ولي باز هم برام سخته، دلم فاميل و خانوادم و مي خواد.

احساس يه فراري و دارم كه همه رو گذاشتم موندن و چون خودم مي تونستم فرار و بر قرار ترجيح دادم :(((((((((((

خلاصه كه تغييرات اساسي كرده زندگيمون.

من موندم و امير و كشور غريب و روزهاي كوتاه كوتاه و هواي ابري و چشمهاي بارونيييييييييييييي

چقدر لوسممممممممممممممممممممممممم

خدا رو شكر مي كنم و ازش مي خوام كه حق رو به حقدار برسونه.

براي كشورم آزادي و آرامش مي خوام.

براي مردمم شادي و آينده درخشان مي خوام.

دلم مي خواد بتونم كاري كنم كه برا ملتم به درد بخورم. شايد اصلا شروع كنم يه رشته جديد بخونم.

فقط اينو مي دونم كه خدا از آه و ناله مادرهاي جوون از دست داده نمي گذره، مطمئنم خوني كه به ناحق ريخته شده خشك نمي شه، مطمئنم خانواده هاي آسيب ديده به حقشون مي رسن.

بياين برا همه دعا كنيم. برا من هم دعا كنين.

راستي اين مدت وبلاگ همه تو ليستيهام رو خوندم گرچه ساكت.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 8:44  توسط نازنین  | 

نماز ده شب اول

دهه اول این ماه بسی فضیلت و شرافت دارد، این دهه ایامش معلومات است كه در قرآن مجید ذكر آن شده است : « واذكرواالله فی ایام معلومات »

از رسول خدا (ص) مروی است كه عمل خیر و عبادت در هیچ ایامی نزد حق تعالی محبوبتر نیست .

دهه اول این ماه بسیار با ارزش است تا آنجا كه رسول خدا (ص) فرموده اند : « روزهای پاكتر از این دهه، نزد خداوند نیست» . 

اعمال دهه اول ذی الحجه

1-     روزه گرفتن نه روز اول این دهه

2-  در هر شب از دهه اول ما بین نماز مغرب و عشاء دو ركعت نماز بجا آورد، در هر ركعت پس از حمد سوره توحید و سپس این آیه را بخواند : « و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناها بعشر فتم میقات ربه اربعین لیله و قال موسی لاخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین » تا شریك ثواب حاجیان گردد، بدون این كه از ثواب آنان چیزی كاسته شود .

ما به موسی، سی شب مهلت دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم و دیدار با خدایش چهل شب كامل گردید. موسی به هارون برادرش گفت: جانشین من در میان قبیله ام باش، آرامش را برقرار ساز و پیروی از راه بدكاران مكن .

نماز حضرت فاطمه (س) در روز اول

روز بسیار مباركی است و در آن چند عمل وارد است: اول روزه، كه ثواب زیاد دارد، دوم نماز حضرت فاطمه (س) كه آن چهار ركعت است به دو سلام، مثل نماز امیرالمؤمنین (ع)، در هر ركعت حمد یك مرتبه و توحید پنجاه مرتبه و بعد از سلام تسبیح آن حضرت بخواند و بگوید:

« سبحان ذی العز الشامخ المنیف سبحان ذی الجلال و الباذخ العظیم سبحان ذی  الملك الفاخر القدیم سبحان من یری اثر النمله فی الصفا سبحان من یری وقع الطیر فی الهواء سبحان من هو هكذا و لا هكذا غیره »

نماز روز اول

دو ركعت نماز پیش از زوال به نیم ساعت، در هر ركعت حمد یك مرتبه و هریك از توحید و آیه الكرسی و قدر، ده مرتبه . 

نماز روز عرفه ( روز نهم)

چون وقت زوال شد، زیر آسمان روز و نماز ظهر و عصر را با ركوع و سجود نیكو به عمل آورد و چون فارغ شود دو ركعت نماز بخواند، در ركعت اول بعد از حمد سوره توحید و در ركعت دوم بعد از حمد سوره كافرون بخواند. به گناهان خویش اقرار و اعتراف نماید و آنگاه بگوید:« سبحان الذی فی السماء ... » 

نماز روز دهم

نماز عید قربان، به همان طرزی كه در عید فطر گذشت .

منبع: http://www.ayandenews.com/news/15400/



+ نوشته شده در  سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 8:31  توسط نازنین  | 


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:44  توسط نازنین  | 

دوستان سلام.

1- می دونم خیلی وقته نیومدم. این دفعه هم که اومدم نیومدم از خودم بنویسم. البته خدا رو شکر همه خوبیم. می خوام یه کم از کاندیدای مورد نظرم بنویسم. حتی اگه خونده نشه... شاید به درد یکی بخوره، شایدم برای خودم بمونه.

2- مناظره 13 خرداد رو که دیدم برام مثل روز روشن شد و از همیشه مطمئنتر شدم که به کی می خوام رای بدم.

به فردی که آرامش داشت. به کسی که براش رئیس جمهور بودن از شان انسانی خیلی پست تر بود و هست.

به کسی که اگه می خواست بگه چرا تو این 20 سال نیومده، خیلی حرف برای گفتن داشت. می تونست بگه چه کسانی نذاشته اند که بیاد... اما هنر اینه که آدم بتونه و بدونه ولی جلوی زبونش رو بگیره.

به کسی که تنها ایرادی که تونستن ازش بگیرن "چیز" بود نه چیز دیگه ای!


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:32  توسط نازنین  | 

سلام.

امیدوارم امسال سال خیلی خوبی برای همه باشه. سالی سرشار از سلامتی و خوشبختی و دلخوشی. سالی برای رسیدن به همه آرزوهای خوب.

می گن سالی که با شنبه شروع می شه سال خوبیه. می گن سالی که ارقامش زوج باشه سال خوبیه!!

هفته اول سال رو شهر امیر بودیم. خدا رو شکر خیلی خوش گذشت.

هفته دوم هم تهران به مهمونی بازی گذشت و خلاصه خسته و کوفته رفتیم دانشگاه و سر کار.

هفته سوم سعی کردم شروع به درس خوندن کنم که دوباره نشد.

هفته چهارم که این هفته باشه هم شروع کردیم. به امید خدا تا ببینیم چی می شه.

امیردوست داره یه کاری انجام بشه. از خدا می خوام که اون رو به آرزوش برسونه، خدایا شکرت!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:19  توسط نازنین  | 

سلام

1- خوبید همه؟ خیلی وقته آپ نکردم. ولی اومدم و همه وبلاگاتون رو خوندم. میدونید بعد از یه مدت ننوشتن، نوشتن سخت می شه. آدم می مونه چی بنویسه.

2- به هر حال من از پروپوزالم هم دفاع کردم و الان مشغول کار و زندگی هستیم.

3- همه خوبن الحمدلله. این مدت اتفاقاتی افتاد که باعث شد قدر سلامتی رو بیشتر از هر چیز بدونم.

4- نمیدونم چرا تازگیها خیلی زود خسته می شم ( فکر بد نکنید لطفا!) چی باید بخورم. نکنه افسردگی گرفتم؟

5- خونه تکونی هم کردیم. 10 روز پیش دو نفر اومدن کمک و خونه رو تکوندیم. البته یه روزه!! ببین چطوری کار کردیم.

6- این هفته مامان و بابای امیر اومدن تهران یه دو روز موندن. خوب بود!

7- رفتم خرید عید. مانتوی خوب اصلا پیدا نکردم. نهایتا یه مانتو خریدم 65 تومن. یعنی دیگه بهتر از اون نبود.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:1  توسط نازنین  | 

السلام علي الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين ...

شنيده ايد كه سالهاست که در زیر حرم ساقی دشت کربلا آبي جریان دارد و هیچ کس به درستی نمیداند که سرچشمه این آب از کجاست؟و هر ساله با پمپهای قوی آب این سرداب خالی میشود ولی باز هم زمانی نمیگذرد که مجددا لبالب از آب می شود.

به اينجا سري بزنيد:

http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=30010

http://www.youtube.com/watch?v=DGctQZHR4d4

التماس دعا.

آیة‏الله حاج سید عباس كاشانى حائرى نقل مى‏كرد: «روزى در خانه آیة‏الله العظمى حكیم(1) بودم كه كلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه‏السلام تلفن كرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل علیه‏السلام را آب گرفته و بیم آن مى‏رود كه ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‏ها نیز آسیب كلى وارد شود، شما كارى بكنید.

آیة‏الله حكیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به كربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام رفتیم، آن مرجع بزرگ براى بازدید به‏ طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پى او آمدیم، اما همین ‏كه چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صداى بسیار بلند كه تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه كردند. همه شگفت‏زده و هراسان شدیم كه چه شده است؟ من گردن كشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبى است كه مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل علیه‏السلام در میان آب مثل جایى كه از هر سو به وسیله دیوار بتنى بسیار محكم حفاظت ‏شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین علیه‏السلام كه متوكل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پیشروى نكرد. (2)

1. از مراجع تقلید در نجف اشرف.
2. كرامات الصالحین، ص ‏286، به نقل از: كرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)، على میرخلف‏زاده، ص‏92

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 4:22  توسط نازنین  | 

بعد از تقريبا يه ماه سلام ...
حالتون خوبه ان شالله؟!!!
1- تولد امام علي (ع) و عيد مبعث رو تبريك مي گم. همين طور روز پدر رو به همه بابا ها تبريك مي گم.
2- تو تمام اين مدت گرچه نمي نوشتم، ولي ميومدم و وبلاگهاي بقيه رو مي خوندم.
3- اين چند وقته يه مساله اي خيلي ناراحتم كرد و بعدش انگار خيلي ضعيف شدم. مخصوصا از نظر روحي. مي گن اشكش دم مشكشه ها... منو مي گن. اينقدر زود بهم بر مي خوره!!! نمي دونم شايد هم كه خيلي حسود شدم!!! فكر كنين رفتيم پيشواز يه بنده خدايي بعد از يك سال و نيم ميومد ايران، حالا من همين جور گريه مي كردم و تا نيم ساعت بغضم نمي ذاشت يه كلمه باهاش حرف بزنم. مامانش هم همين طور مي خنديد به من كه بابام جان من كه مامانشم اين كارها رو نمي كنم!!!!
4- دعا كنين به اين بنده خدا و خانوادش در اين مدت خوش بگذره چون پارسال سختيهاي زيادي رو تحمل كردن.
5- ديدين مي گن تعارف اومد نيومد داره؟ ايني كه گفتم از خارج اومده، گفت بياين تا شما هستين چمدونم رو باز كنم، من هم كه عشق اين كارم اساسي... گفتم نه بابا خودتون باز كنين من بعدا سوغاتي هام رو مي گيرم. فرداش زنگ زدن بياين سوغاتيها رو ببرين!!! نههههههههههههه من اون لحظه اي كه آدم مي شينه يارو دونه دونه از چمدونش سوغاتي در مياره رو دوست دارممممممممم
6- خداي من توي اين عيد بزرگ از تو مي خوام براي تك تك اعضاي خانوادم: مامانم، بابام، امير و برادرام و نازنين من و مامان و باباي امير و برادراش و مامان بزرگهامون و خودم و... سلامت، خوشبختي، دلخوشي، مال حلال و زياد، كانون گرم و پرمحبت خانواده، عاقبت به خيري و سعادت عطا كني. ازت مي خوام كمكمون كني كه راه درست رو تو تمام مراحل زندگي انتخاب كنيم. خداي من خودت مي دوني راههاي هممون از هم دوره و دوست داريم هم رو ببينيم. خدايا راهها و جاده ها رو براي همه مردم و در كنارش براي خونواده من امن كن و ما رو از خطرات اون حفظ كن. خدايا گفتار و كردار و ذهن ما رو از آزار و اذيت مردم باز دار. خايا كمكون كن كه اگه به كسي كمكي كرديم، با منت و آزار همه چيز رو خراب نكنيم. خدايا به همون كمك كن كه در علم پيشرفت كنيم چرا كه تو عالمان رو خيلي دوست داري. خدايا كارها رو براي ما سهل و آسان كن و بر ما سخت نگير. خدايا امكان پيشرفت براي تك تك افرا خانوادم تو كاراشون رو فراهم كن.
7- خدايا من واقعا به اين جمله تو مثل بقيه جملاتت اعتقاد دارم : "تعز من تشاء و تذل من تشاء". مامانم مي گه خداوند دو بار خنده اش مي گيره از كار خلق: يكي وقتي كه همه مردم دست به دست هم مي دن تا يكي رو عزيز كنن و خدا مي خواد اون خوار و ذليل بشه، يكي هم وقتي يه سري همه كار مي كنن تا يكي رو خوار و ذليل كنن و خدا مي خواد اون عزيز باشه. خداي من بخواه كه ما عزيز باشيم. خودت مي دوني كجا ها رو دارم مي گم براي مامانم، امير، علي، حسام، خودم ، بابام و همه و همه... اينجا مواردش رو نمي نويسم اما تو خودت خوب مي دوني.
8- خداي من تو آسمانها و زمين را بي هدف نيافريدي. خداي من ما تسليم امر تو شديم و به تو ايمان آورديم و رسالت مبعوثانت را پذيرفتيم. خدايا بر ما منت بذار و به ما كمك كن تا براي آنچه دوست داري رغبت داشته باشيم و براي آنچه نمي پسندي، ميلي نداشته باشيم. خدايا اونهايي كه از بين ما رفتن رو هم مشمول رحمتت كن مخصوصا عمه، مامان بزرگ ، دو تا بابا بزرگام و دوستهاييم رو كه واقعا خيلي جوون بودن و ما رو ترك كردن.
9- چه پست خفنييييييييييييييي نوشتم ها!!!!!
10- اين متن رو هم كه همتون ديديد حتما خيلي باحاله:
با داغ شدن بحث برچيدن يارانه ها و با توجه به اين که به منظور زمينه چينی اجرايی طرح شوک تراپی در ماههای اخير در قبض های آب, برق و گاز ارسالی به مردم ميزان يارانه ای که دولت مدعی است بابت مصرف آنها می دهد قيد می شود, يک خواننده روزنامه آفتاب يزد در ستون "روی خط آفتاب" به محاسبه متقابلی دست زده که جالب و خواندنی است:

"در فيش گاز نوشته شده: هزينه گار مصرفى شما 28 هزار تومان، يارانه پرداختى توسط دولت 24500 تومان، مبلغ قابل پرداخت توسط من 3500 تومان بسيار خب، من هم براى دولت فيش صادر مى كنم حقوق هر ساعت 6 دلا‌ر، روزانه 45600 تومان، حقوق ماهيانه من يك ميليون و 400 هزار تومان، دريافتى من از دولت 200 هزار تومان و يارانه پرداختى من به دولت يك ميليون و 200 هزار تومان، حالا‌ شديم بى حساب."


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:49  توسط نازنین  | 

سلام
حال شما؟
ما خوبیم. خدا رو شکر.
1- روز زن و مادر که هفته قبل بود رو به همه دوستای عزیزم تبریک می گم!!!! دیر کردم ولی تبریکه رو گفتم.
2- نمیدونم از شانس منه یا از بد شانسیم که دقیقا روز تولدم روز بیمه ماشینمه!!! به این ترتیب روز زن ما رفتیم ماشینمونو بیمه کردیم!!! این شد هم هدیه روز زنمون و هم کادوی تولدمون!!! همین بعدش رفتیم هانی تا نهار رو با هم باشیم تا رسیدیم شد 3:45 که دیگه غذا تموم شده بود!!!! امیر نیشش تا بنا گوش باز اومدیم بیرون. من رو هم کارد می زدی خونم در نمیومد. بعد رفتیم بی بی و یه کیک شکلاتی خوشمزه خریدیم با دو تا پلمبر. سپس عازم خونه مامان جونم شدیم. تا کادو ها رو بدیم بهشون.
3- روز تولدم هم همش خوابیدم و یه کمم کار و درس. عصر امیر اومد که بریم شهروند هرچی خواستی بخر. منم دو تا تی شرت و یه کیف سی دی و یه ماگ خریدم!!! همین.
4- راستی بالاخره من ته چین مرغ پختم و امیر رو به آرزوش رسوندم. بنده خدا تو این چند ساله هی می گه ته چین میخوام من هم حوصله نمی کنم راستش فکر می کردم باید سخت باشه. ولی خیلی آسون بود که.
قیمه بادمجان هم برای امیر پختم!! خلاصه شدم کد بانو.
5- مامانم پاشون خیلی درد می کنه و نمی تونن دیگه پیاده روی کنن. در نتیجه من هدیه تولدم ازشون تردمیلشون رو کش رفتم، کمی با زور البته!!!!! حالا چند روزه روزی 20 دقیقه پیاده روی دارم!!! چون این تردمیل قدیمیه و نمی شه بیشتر از 25 دقیقه دنبال هم ازش استفاده کرد. وگرنه من رو که می شناسید برام این چیزا کاری نداره!!! فقط مشکلم اینه که بعد از این پیاده روی خیلی گشنم می شه!
6- چند بار رفتیم دربند با این دوستامون که قبلا گفتم. این دفعه از اون دفعه بیشتر رفتم بالا. دیگه دارم راه میوفتم فکر کنم. خنده دارش اینه که هر جا می رسیم همه می ایستند و به من نگاه می کنن که می شه بالاتر بریم آیا؟!!!! یعنی این وسط اول از همه من کم میارم. همش هم من پشت گروه می رم برا اینکه کسی گم نشه!! فقط هی هن و هن می کنم!!!
7- رفتم یه آزمایش خون کامل دادم. اوره و creatinine خونم پایینه و بقیه اش نرماله. کسی می دونه یعنی چی؟!!!
8- خیلی جالبه که چند تا از بچه ها هم تو تیر بدنیا اومدن. از این به بعد تو خصوصیات تیریها باید بنویسن که اهل وبلاگ نویسی هستن و ... !!!
9- یه سوال هم دارم آیا اطلاعی از قرص chlordiazepoxide دارید؟ چه قرصیه؟ برای چی مصرف می شه؟ ایا عوارضی هم داره؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:34  توسط نازنین  |