تبليغاتX
من و خودم

من و خودم

روزنویس


+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:44  توسط نازنین  | 

دوستان سلام.

1- می دونم خیلی وقته نیومدم. این دفعه هم که اومدم نیومدم از خودم بنویسم. البته خدا رو شکر همه خوبیم. می خوام یه کم از کاندیدای مورد نظرم بنویسم. حتی اگه خونده نشه... شاید به درد یکی بخوره، شایدم برای خودم بمونه.

2- مناظره 13 خرداد رو که دیدم برام مثل روز روشن شد و از همیشه مطمئنتر شدم که به کی می خوام رای بدم.

به فردی که آرامش داشت. به کسی که براش رئیس جمهور بودن از شان انسانی خیلی پست تر بود و هست.

به کسی که اگه می خواست بگه چرا تو این 20 سال نیومده، خیلی حرف برای گفتن داشت. می تونست بگه چه کسانی نذاشته اند که بیاد... اما هنر اینه که آدم بتونه و بدونه ولی جلوی زبونش رو بگیره.

به کسی که تنها ایرادی که تونستن ازش بگیرن "چیز" بود نه چیز دیگه ای!


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 11:32  توسط نازنین  | 

سلام.

امیدوارم امسال سال خیلی خوبی برای همه باشه. سالی سرشار از سلامتی و خوشبختی و دلخوشی. سالی برای رسیدن به همه آرزوهای خوب.

می گن سالی که با شنبه شروع می شه سال خوبیه. می گن سالی که ارقامش زوج باشه سال خوبیه!!

هفته اول سال رو شهر امیر بودیم. خدا رو شکر خیلی خوش گذشت.

هفته دوم هم تهران به مهمونی بازی گذشت و خلاصه خسته و کوفته رفتیم دانشگاه و سر کار.

هفته سوم سعی کردم شروع به درس خوندن کنم که دوباره نشد.

هفته چهارم که این هفته باشه هم شروع کردیم. به امید خدا تا ببینیم چی می شه.

امیردوست داره یه کاری انجام بشه. از خدا می خوام که اون رو به آرزوش برسونه، خدایا شکرت!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 21:19  توسط نازنین  | 

سلام

1- خوبید همه؟ خیلی وقته آپ نکردم. ولی اومدم و همه وبلاگاتون رو خوندم. میدونید بعد از یه مدت ننوشتن، نوشتن سخت می شه. آدم می مونه چی بنویسه.

2- به هر حال من از پروپوزالم هم دفاع کردم و الان مشغول کار و زندگی هستیم.

3- همه خوبن الحمدلله. این مدت اتفاقاتی افتاد که باعث شد قدر سلامتی رو بیشتر از هر چیز بدونم.

4- نمیدونم چرا تازگیها خیلی زود خسته می شم ( فکر بد نکنید لطفا!) چی باید بخورم. نکنه افسردگی گرفتم؟

5- خونه تکونی هم کردیم. 10 روز پیش دو نفر اومدن کمک و خونه رو تکوندیم. البته یه روزه!! ببین چطوری کار کردیم.

6- این هفته مامان و بابای امیر اومدن تهران یه دو روز موندن. خوب بود!

7- رفتم خرید عید. مانتوی خوب اصلا پیدا نکردم. نهایتا یه مانتو خریدم 65 تومن. یعنی دیگه بهتر از اون نبود.


+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1387ساعت 12:1  توسط نازنین  | 

السلام علي الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين ...

شنيده ايد كه سالهاست که در زیر حرم ساقی دشت کربلا آبي جریان دارد و هیچ کس به درستی نمیداند که سرچشمه این آب از کجاست؟و هر ساله با پمپهای قوی آب این سرداب خالی میشود ولی باز هم زمانی نمیگذرد که مجددا لبالب از آب می شود.

به اينجا سري بزنيد:

http://hajj.ir/hadjwebui/news/wfShowOpinion.aspx?id=30010

http://www.youtube.com/watch?v=DGctQZHR4d4

التماس دعا.

آیة‏الله حاج سید عباس كاشانى حائرى نقل مى‏كرد: «روزى در خانه آیة‏الله العظمى حكیم(1) بودم كه كلیددار آستان مقدس حضرت ابوالفضل علیه‏السلام تلفن كرد و گفت: سرداب مقدس ابوالفضل علیه‏السلام را آب گرفته و بیم آن مى‏رود كه ویران گردد و به حرم مطهر و گنبد و مناره‏ها نیز آسیب كلى وارد شود، شما كارى بكنید.

آیة‏الله حكیم فرمودند: من جمعه خواهم آمد و هر آنچه در توان دارم انجام خواهم داد. آنگاه گروهى از علماى نجف از جمله اینجانب به همراه ایشان به كربلا و به حرم مطهر حضرت ابوالفضل العباس علیه‏السلام رفتیم، آن مرجع بزرگ براى بازدید به‏ طرف سرداب مقدس رفت و ما نیز از پى او آمدیم، اما همین ‏كه چند پله پایین رفتند، دیدم نشستند و با صداى بسیار بلند كه تا آن روز ندیده بودم، شروع به گریه كردند. همه شگفت‏زده و هراسان شدیم كه چه شده است؟ من گردن كشیدم دیدم شگفتا منظره عجیبى است كه مرا هم گریان ساخت.

قبر شریف حضرت ابوالفضل علیه‏السلام در میان آب مثل جایى كه از هر سو به وسیله دیوار بتنى بسیار محكم حفاظت ‏شود، در وسط آب قرار داشت، اما آب آن را نمى‏گرفت. درست همانند قبر سالارش حسین علیه‏السلام كه متوكل عباسى بر آن آب بست اما آب به سوى قبر پیشروى نكرد. (2)

1. از مراجع تقلید در نجف اشرف.
2. كرامات الصالحین، ص ‏286، به نقل از: كرامات العباسیه (معجزات حضرت اباالفضل علیه‏السلام)، على میرخلف‏زاده، ص‏92

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 4:22  توسط نازنین  | 

بعد از تقريبا يه ماه سلام ...
حالتون خوبه ان شالله؟!!!
1- تولد امام علي (ع) و عيد مبعث رو تبريك مي گم. همين طور روز پدر رو به همه بابا ها تبريك مي گم.
2- تو تمام اين مدت گرچه نمي نوشتم، ولي ميومدم و وبلاگهاي بقيه رو مي خوندم.
3- اين چند وقته يه مساله اي خيلي ناراحتم كرد و بعدش انگار خيلي ضعيف شدم. مخصوصا از نظر روحي. مي گن اشكش دم مشكشه ها... منو مي گن. اينقدر زود بهم بر مي خوره!!! نمي دونم شايد هم كه خيلي حسود شدم!!! فكر كنين رفتيم پيشواز يه بنده خدايي بعد از يك سال و نيم ميومد ايران، حالا من همين جور گريه مي كردم و تا نيم ساعت بغضم نمي ذاشت يه كلمه باهاش حرف بزنم. مامانش هم همين طور مي خنديد به من كه بابام جان من كه مامانشم اين كارها رو نمي كنم!!!!
4- دعا كنين به اين بنده خدا و خانوادش در اين مدت خوش بگذره چون پارسال سختيهاي زيادي رو تحمل كردن.
5- ديدين مي گن تعارف اومد نيومد داره؟ ايني كه گفتم از خارج اومده، گفت بياين تا شما هستين چمدونم رو باز كنم، من هم كه عشق اين كارم اساسي... گفتم نه بابا خودتون باز كنين من بعدا سوغاتي هام رو مي گيرم. فرداش زنگ زدن بياين سوغاتيها رو ببرين!!! نههههههههههههه من اون لحظه اي كه آدم مي شينه يارو دونه دونه از چمدونش سوغاتي در مياره رو دوست دارممممممممم
6- خداي من توي اين عيد بزرگ از تو مي خوام براي تك تك اعضاي خانوادم: مامانم، بابام، امير و برادرام و نازنين من و مامان و باباي امير و برادراش و مامان بزرگهامون و خودم و... سلامت، خوشبختي، دلخوشي، مال حلال و زياد، كانون گرم و پرمحبت خانواده، عاقبت به خيري و سعادت عطا كني. ازت مي خوام كمكمون كني كه راه درست رو تو تمام مراحل زندگي انتخاب كنيم. خداي من خودت مي دوني راههاي هممون از هم دوره و دوست داريم هم رو ببينيم. خدايا راهها و جاده ها رو براي همه مردم و در كنارش براي خونواده من امن كن و ما رو از خطرات اون حفظ كن. خدايا گفتار و كردار و ذهن ما رو از آزار و اذيت مردم باز دار. خايا كمكون كن كه اگه به كسي كمكي كرديم، با منت و آزار همه چيز رو خراب نكنيم. خدايا به همون كمك كن كه در علم پيشرفت كنيم چرا كه تو عالمان رو خيلي دوست داري. خدايا كارها رو براي ما سهل و آسان كن و بر ما سخت نگير. خدايا امكان پيشرفت براي تك تك افرا خانوادم تو كاراشون رو فراهم كن.
7- خدايا من واقعا به اين جمله تو مثل بقيه جملاتت اعتقاد دارم : "تعز من تشاء و تذل من تشاء". مامانم مي گه خداوند دو بار خنده اش مي گيره از كار خلق: يكي وقتي كه همه مردم دست به دست هم مي دن تا يكي رو عزيز كنن و خدا مي خواد اون خوار و ذليل بشه، يكي هم وقتي يه سري همه كار مي كنن تا يكي رو خوار و ذليل كنن و خدا مي خواد اون عزيز باشه. خداي من بخواه كه ما عزيز باشيم. خودت مي دوني كجا ها رو دارم مي گم براي مامانم، امير، علي، حسام، خودم ، بابام و همه و همه... اينجا مواردش رو نمي نويسم اما تو خودت خوب مي دوني.
8- خداي من تو آسمانها و زمين را بي هدف نيافريدي. خداي من ما تسليم امر تو شديم و به تو ايمان آورديم و رسالت مبعوثانت را پذيرفتيم. خدايا بر ما منت بذار و به ما كمك كن تا براي آنچه دوست داري رغبت داشته باشيم و براي آنچه نمي پسندي، ميلي نداشته باشيم. خدايا اونهايي كه از بين ما رفتن رو هم مشمول رحمتت كن مخصوصا عمه، مامان بزرگ ، دو تا بابا بزرگام و دوستهاييم رو كه واقعا خيلي جوون بودن و ما رو ترك كردن.
9- چه پست خفنييييييييييييييي نوشتم ها!!!!!
10- اين متن رو هم كه همتون ديديد حتما خيلي باحاله:
با داغ شدن بحث برچيدن يارانه ها و با توجه به اين که به منظور زمينه چينی اجرايی طرح شوک تراپی در ماههای اخير در قبض های آب, برق و گاز ارسالی به مردم ميزان يارانه ای که دولت مدعی است بابت مصرف آنها می دهد قيد می شود, يک خواننده روزنامه آفتاب يزد در ستون "روی خط آفتاب" به محاسبه متقابلی دست زده که جالب و خواندنی است:

"در فيش گاز نوشته شده: هزينه گار مصرفى شما 28 هزار تومان، يارانه پرداختى توسط دولت 24500 تومان، مبلغ قابل پرداخت توسط من 3500 تومان بسيار خب، من هم براى دولت فيش صادر مى كنم حقوق هر ساعت 6 دلا‌ر، روزانه 45600 تومان، حقوق ماهيانه من يك ميليون و 400 هزار تومان، دريافتى من از دولت 200 هزار تومان و يارانه پرداختى من به دولت يك ميليون و 200 هزار تومان، حالا‌ شديم بى حساب."


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 10:49  توسط نازنین  | 

سلام
حال شما؟
ما خوبیم. خدا رو شکر.
1- روز زن و مادر که هفته قبل بود رو به همه دوستای عزیزم تبریک می گم!!!! دیر کردم ولی تبریکه رو گفتم.
2- نمیدونم از شانس منه یا از بد شانسیم که دقیقا روز تولدم روز بیمه ماشینمه!!! به این ترتیب روز زن ما رفتیم ماشینمونو بیمه کردیم!!! این شد هم هدیه روز زنمون و هم کادوی تولدمون!!! همین بعدش رفتیم هانی تا نهار رو با هم باشیم تا رسیدیم شد 3:45 که دیگه غذا تموم شده بود!!!! امیر نیشش تا بنا گوش باز اومدیم بیرون. من رو هم کارد می زدی خونم در نمیومد. بعد رفتیم بی بی و یه کیک شکلاتی خوشمزه خریدیم با دو تا پلمبر. سپس عازم خونه مامان جونم شدیم. تا کادو ها رو بدیم بهشون.
3- روز تولدم هم همش خوابیدم و یه کمم کار و درس. عصر امیر اومد که بریم شهروند هرچی خواستی بخر. منم دو تا تی شرت و یه کیف سی دی و یه ماگ خریدم!!! همین.
4- راستی بالاخره من ته چین مرغ پختم و امیر رو به آرزوش رسوندم. بنده خدا تو این چند ساله هی می گه ته چین میخوام من هم حوصله نمی کنم راستش فکر می کردم باید سخت باشه. ولی خیلی آسون بود که.
قیمه بادمجان هم برای امیر پختم!! خلاصه شدم کد بانو.
5- مامانم پاشون خیلی درد می کنه و نمی تونن دیگه پیاده روی کنن. در نتیجه من هدیه تولدم ازشون تردمیلشون رو کش رفتم، کمی با زور البته!!!!! حالا چند روزه روزی 20 دقیقه پیاده روی دارم!!! چون این تردمیل قدیمیه و نمی شه بیشتر از 25 دقیقه دنبال هم ازش استفاده کرد. وگرنه من رو که می شناسید برام این چیزا کاری نداره!!! فقط مشکلم اینه که بعد از این پیاده روی خیلی گشنم می شه!
6- چند بار رفتیم دربند با این دوستامون که قبلا گفتم. این دفعه از اون دفعه بیشتر رفتم بالا. دیگه دارم راه میوفتم فکر کنم. خنده دارش اینه که هر جا می رسیم همه می ایستند و به من نگاه می کنن که می شه بالاتر بریم آیا؟!!!! یعنی این وسط اول از همه من کم میارم. همش هم من پشت گروه می رم برا اینکه کسی گم نشه!! فقط هی هن و هن می کنم!!!
7- رفتم یه آزمایش خون کامل دادم. اوره و creatinine خونم پایینه و بقیه اش نرماله. کسی می دونه یعنی چی؟!!!
8- خیلی جالبه که چند تا از بچه ها هم تو تیر بدنیا اومدن. از این به بعد تو خصوصیات تیریها باید بنویسن که اهل وبلاگ نویسی هستن و ... !!!
9- یه سوال هم دارم آیا اطلاعی از قرص chlordiazepoxide دارید؟ چه قرصیه؟ برای چی مصرف می شه؟ ایا عوارضی هم داره؟

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:34  توسط نازنین  | 

سلام.
اول از همه از خدای خوب و مهربونم خیلی خیلی ممنونم که با اینکه حرفهاشو گوش نکرده بودم وقتی برگشتم پیشش بهم پناه داد و آرامش رو بهم برگردوند.
در همینجا از کلیه افرادی که من را در این مدت تحمل کردند و بهم دلداری دادند ممنونم!!!! مامان عزیزم و بابای گلم و امیرجونم و داداشای دلبندم و ... و بچه رئیس دفتر رئیسم و .... !!!!
جدا از این اتفاق درسهای خیلی مهمی گرفتم که دوست دارم هیچ وقت فراموشم نشه. به خاطر همین اینجا یه سریشون رو می نویسم.
1- من شاید در ظاهر آدم مومن و جانماز آب کشی باشم ولی واقعیت اینه که ایمان ندارم. یعنی هی می گفتم که به خدا توکل می کنم، حتما مصلحتی در کاره ... ولی اصلا آروم نمی شدم. بیچاره بابام فکر می کرد که آلزایمر گرفته و قرصهای ایندرالش رو چند تا چند تا می خوره!!! نگو من دارم هر وقت از آشپزخونه رد می شم یکی بالا میندازم...
2- باید زندگی برنامه ریزی داشته باشه. یعنی اینکه هر وقت خواستی بخوابی و هر وقت خواستی پا شی نمی شه. ا
3- دلیل دیگه ای که خیلی مهمه سلامتیه. من بعد از اینکه افتادم زمین و پام عفونت کرد، قرصهای آنتی بیوتیک قوی خوردم. همین باعث شد خیلی ضعیف بشم و خوابم زیاد بشه و فکر کنم اینها هم تاثیر زیادی در کارایی من داشتن. پس باید برای حفظ سلامتی خودم بکوشم!!!
4- اعتماد به نفس یه فاکتور خیلی مهم تو همه ابعاد زندگیه.
5- کار امروز به فردا مسپار. این خیلی مهمه.
6
7- باید کارها رو اولویت بندی کرد و وقتی یه کاری خیلی مهمه اون باید تو اولویت باشه ولی من کارم (=پول)، درسم و مهمونیهام و ... رو همیشه با هم انجام می دادم که دیدم همیشه موفق نمی شدم.
8- غرور مخربترین چیزه. باید حواسم رو جمع کنم.
9-گاهی گفتن یه جمله باعث می شه که آدم یه عمر پشیمون بشه. یه عالمه غصه و حرص بخوره. گفتن حرف حق خوبه ولی باید جسارتش رو تو خودت ببینی بعد بگی و بتونی پاش وایستی!!!
10



پ.ن. خدای خوب من! خدای عزیز من! آرامش رو به من برگردون. آرامشی بیشتر از قبل. خدایا من بدون کمک
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 0:58  توسط نازنین  | 




منبع متن زیر : http://www.fardanews.com/fa/pages/?cid=52516


1-سیگار نکشید – آزمایشات متخصصین نشان می دهد که کشیدن یک سیگار بعد از غذا معادل با کشیدن 10 سیگار است. (احتمال سرطان را افزایش می دهد.)

2-بلافاصله میوه نخورید – خوردن میوه بلافاصله بعد از غذا باعث نفخ در معده می شود. بنابراین میوه را 1-2 ساعت بعد یا 1 ساعت قبل از غذا میل کنید.

3-چای میل نکنید – چای حاوی یک اسید با درجه بالا است. این ماده باعث می شود که پروتئین موجود در غذایی که ما می خوریم سخت شده و درنتیجه مشکل در هضم شدن بوجود می آید.

4-کمربند خود را شل نکنید – شل کردن کمربند بعد از غذا باعث می شود که روده پیچیده و بسته شود.

5-حمام نکنید – حمام کردن باعث افزایش جریان خون در دست ها، پاها و بدن می شود و بنابراین مقدار خون دور معده کاهش می یابد. و این کار باعث ضعیف شدن سیستم گوارش در معده می شود.

6-پیاده روی نکنید – مورد باور دارند که بعد از غذا 100 قدم راه بروید و تا 99 سالگی زنده هستید. در حقیقت این قضیه درست نیست. پیاده روی سیستم گوارشی را در جذب انرژی غذایی که می خوریم ناتوان می سازد.

7-بلافاصله بخواب نروید – غذایی که می خوریم قادر به هضم درست نخواهد بود. بنابراین منجر به عفونت روده می شود.
+ نوشته شده در  شنبه چهارم خرداد 1387ساعت 15:7  توسط نازنین  | 

سلام

(1)
EMERGENCY

* The Emergency Number worldwide for**Mobile**is 112..* If you find
yourself out of coverage area of your mobile network and there is an
emergency, dial112 and the mobile will search any existing network to
establish the emergency number for you,and interestingly this number 112
can be dialed even if the keypad is locked. **Try it out.**
(2)
Have you locked your keys in the car? Does you car have remote keys?
This may come in handy someday. Good reason to own a cell phone:
If you lock your keys in the car and the spare keys are at home, call
someone at home on their cell phone from your cell phone.
Hold your cell phone about a foot from your car door and have the person
at your home press the unlock button, holding it near the mobile phone on
their end. Your car will unlock. Saves someone from having to drive your
keys to you. Distance is no object. You could be hundreds of miles away,
and if you can reach someone who has the other "remote" for your car, you
can unlock the doors (or the trunk).
Editor's Note: *It works fine! We tried it out and it unlocked our car over a cell phone!"*
(3)
Hidden Battery power
Imagine your cell battery is very low , you are expecting an important call
and you don't have a charger. Nokia instrument comes with a reserve
battery. To activate, press the keys *3370# Your cell will restart with
this reserve and the instrument will show a50%increase in battery. This
reserve will get charged when you charge your cell next time.
AND
(4 )
How to disable a STOLEN mobile phone?
To check your Mobile phone's serial number, key in the following digits on your phone:
* # 0 6 #
A 15 digit code will appear on the screen. This number is unique to your
handset. Write it down and keep it somewhere safe. when your phone get
stolen, you can phone your service provider and give them this code. They
will then be able to block your handset so even if the thief changes the
SIM card, your phone will be totally useless.
You probably won't get your phone back, but at least you know that whoever stole it can't use/sell it either.
If everybody does this, there would be no point in people stealing mobile phones .





+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم خرداد 1387ساعت 13:11  توسط نازنین  |